تبليغاتX
مهربونم ...
پاتوق هر چی عاشق
روزی مارتین با چهره ای بسیار غمگین به خانه آمد ، همسرش می پرسد : چه شده؟ چرا این قدر ناراحتی ؟ مارتین لوترکینگ با دلگیری خاصی می گوید : هیچی !


چند لحظه بعد همسرش در حالی که لباسش را عوض کرده بود و لباس مشکی مخصوص عزا پوشیده بود ، آمد . مارتین با تعجب می پرسد : چی شده ؟ چرا لباس عزا بر تن داری ؟ زنش می گوید : نمی دانی ! او مرده ! مارتین می گوید : کی ؟ همسرش جواب می دهد : خدا . مارتین با تعجب می پرسد : این چه حرفی است که می زنی ؟ همسرش می گوید : اگر خدا نمرده ، پس چرا این قدر غمگینی
؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط فاطمه  |