تبليغاتX
مهربونم ... - تقدیم به انکه بودنش بودن من و دیدنش ارزوی دیدگانم است

مهربونم ...

می نویسم اری می نویسم امروز روز مرگ من است .مرگ


احساسم.مرگ عاطفه هایم .امروز او می رود و مرا با یک


دنیا غم به جا می گذارد.امروز او می رود بی انکه بداند به


حد پرستش دوستش دارم .آه ای زمانه اخرین بازیت را با من


کردی و تنها دلخوشی ام را از من گرفتی .ولی هرکه نداند


تو که می دانی او حق مسلم من بود .چرا که هدیه ای بود


که خدا تنها برای من نهاده بود.پس چرا تنها مایه ی دلخوشی


ام را از من گرفتی....................


زمان به سان اسبی تیزپابه پیش می رود وبرگ خاطرات این


روزها چون برق و باد در پی هم امده و می گذرند.چنان غرق


زمان شده ایم که گذر عمر از یادمان خارج شده وتنها خود را


میبینیم که اسیر این زندگی چندروزه ایم.وغیر از خود   دیگران


واحساس دیگری را ندیده می گیریم.با چه کسی بگویم و از


چه بگویم که او همچنان در ذهنم زنده و موج می زند موج


هایی از عشق که با صخره های وجودم بر خورد می کرد.


من بدون او مملو از بیهودگی هستم.پوچ وتهی از هر گونه


قدرت و عظمت.


او تازه در ذهن من رشد نکرده او عشق دیرینه ای است که


شب ها وروزها با ذهن من همراه بود ومن سخت گشته بودم


تا او را بیابم.حالا می فهمم که نحوه اندیشه ی ما چگونه بر


خواستها و ارزوهای ما تاثیر می گذارد و انسانی چون مرا


وادار می سازد که بی حاصل بودن و پوچ بودن خویش را باور


کند .چه کسی مرا پوچ کرد چه چیز مرا وادار کرد این جاده ی


بی انتها را عاشقانه بپیمایم و بدی هایش را ببینم و دم بر


نیاورم...خود را نشنیده و ندیده کنم.به راستی چه چیز بود...


عشق عشق ...............وعشق عشق زمانی زیباست و


دوست داشتنی که هنوز محبت را از دلها نزداییده و هنوز


طرفین شبها را با فکر وصال می خوابند و صبحها را با یاد


یار چشم می گشایند ویک پرسش بود که هنوز هم در دلم


چنگ می زند ؛ایا او مرا به واقعیت می خواست؟من اورا


با هزاران ارزو در دل و جان پذیرا گشتم ولی به موازات ان


حقیقت تلخ زندگی را تجربه کردم .حالا دیگر می دانستم


که حقیقت و ارزو در جان بسیاری از انسانها امکان هم زیستی


مسالمت امیز را ندارند.


بگو چگونه از تو سخن بگویم  وقتی نامت را بر زبان می اورم


اشک از چشمان همیشه بارانی ام جاری می شود.بگو چگونه


عشق واقعی را در تو معنا می کنم وقتی که تو عشق کذایی


را به من هدیه دادی چگونه از مهر ووفایت سخن بگویم که هیچ


خاطره ای از تو جز بی مهری  و بی وفایی برایم به یادگار


نمانده است.بگو چگونه به بازگشت و دیدار مجددمان امیدوار


باشم در حالی که قسم باز نگشتنت امید بازگشت را از من


گرفت............تو مرا با همه ی دلتنگی هایم تنها گذاشتی .


بگو بگو چگونه از عشق سخن بگویم .حالا که احساس تنهایی


و غریبی می کنم و حالا تو باید بگویی اشکال کار در کجاست؟


می دانم جوابی نداری این تنهایی ریشه در خود خواهی تو


دارد.


ایا به خاطر داری که با هم عهد بسته بودیم پرواز یکدیگر را با


شیرین ترین لبخندها مشایعت کنیم؟عهد بسته بودیم اگر شبی


یا روزی رفتیم دلهایمان را نبریم و بگذاریم در این ماتمکده نزد


یکدیگر بماننداما اکنون زندگی تازه ای را اغاز کرده ای و از یاد


برده ای که یک روز یک نفر در نهایت اشتیاق در انتظار بازگشت


تو بود .تورفتی  ورشته ی مهر گسستی اما من هنوز گذشته ی


تلخی را که بر تمام ارزوهای من خط بطلان کشید فراموش


نکرده ام هنوز نتوانسته ام به خودم بقبولانم که سهل انگاری


من و سردی نگاه تو چگونه کاخ رویاهایم را ویران کرد و ساما


نمان را به نابودی کشاند امروز شادی تو را دیدم  وشکست


خود را ناباورانه باور کردم .تو رفتی و کسی را که عاشقانه


دوستت داشت تنها گذاشتی .


حالا دیگر من انسانی از هم فرو پاشیده  که از شوکت و


اقتدار فاصله می گرفت.نیازمند یاری و مساعدت دستگیری


وکمک موجودی دردمند به امید رسیدن وصال اما محال........


ای محبوب سنگدل من ..........من و تو از یک تبار بودیم.از


طایفه ی فراموش شدگان  از قبیله ی سوته دلان من امده


بودم که رسم دل انگیز عاشقی را بر لوح سینه ی تو حک کنم


اما نشد و تو خوب می دانی در ان شوره زار بی عاطفه چه


کاشتی !مرا نخواستی .من و تو دو خط موازی هستیم که


حتی با شکسته شدن من هم به هم نمی رسیم.


ودر اخر کلام اینکه زبانم هیچ گاه بیانگر احساس واقعی درونم


نبود چون وقتی زبان برای بیان عشق لال می شود نگاه گویاتر


از ان به فریاد می ایدحتی ار زبان عشق را از وسط به دو نیم


کنیم تا لال شود نگاه گویاتر و رساتر از ان با فریادهایش ماهیت


ان را اشکار خواهد ساخت.

+ نوشته شده در شنبه 2 تیر1386 9:52 بعد از ظهر توسط فاطمه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

زندگي فقط زيبايي محض
عشق كنيد به خدا
شاد باشين و از لحظه لحظش قاب بگيرين
خودتونو دوست داشته باشين
همه دوست داشتنين
استثنا قايل نشيد
لباتون اكنده از خنده
خوش باشين


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1387

مرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386



پیوندها

مجنون ترین دیوانه ات
سلام علی آل یاسین ....خیلی آرومم میکنه
طلوع دوباره
چشمای خیس من
فناوري و اطلاعات
شاخه گل شکسته
بوسه ی بارون
به نام خدایی که عشق را آفرید
تنهاترین پرسپولیسی
ٍSweet Heart
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
سکوت شب_ این یکی رو تا حالا ندیدی
عاشقای همه جوره
بدون عنوان
زیباترین جملات عاشقانه
بنام تک نوازنده گیتار عشق
کلبه ی دوستی
ساحل یخی
دختر شب
پيامك و عکس
زندگانی
مشاوره
عاشقای پرسپولیس وافشین قطبی (دوستای گلم
دختران پرسپولیس(کپه خودمه این دختر
پسر باد (جواد
همین جا
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin